خرید بک لینک
امروز ۵ روز میگذره و دارم حس غمگینی میکنم

دخترعموی بزرگم صبح رفت و به قولی سور تموم شد

بعد از اینکه از پادژ جدا شدم تا بره پیش اون، یک نفس تا دروازه دولت اشک ریختم. از خدا خواستم این حالمو عوض کنه

خب؛ یکی از همکلاسیامو دیدم تو مترو

خونشون اصلا سمت غربه و گفت اینور یه کاری داره

تا متروی نزدیک خونه خندیدیم تا حد مرگ

حالم عوض شد

الانم حقیقتا سوسن خانم و این حرفا

خدایا شکرت دیگه

همبنجوری مراقبم باش هی

برچسب: نویسنده: سجاد عباسی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 20:04

من دیگه به تو فکر نمیکنم

فقط مدام به خودم یاداوری میکنم که دلتنگی نباید دلیلِ تکرار اشتباه بشه

من دوستت ندارم

فقط شبا گوشیم رو خیلی دور میزارم که نکنه نصفه شبی پیام بدم

من دلم با تو نیست

فقط هی به خودم میگم وقتی برگشت همه چیزو براش میگم

من قوی شدم

میزارم بری

من دوستت دارم

ولی میزارم بری...

برچسب: نویسنده: سجاد عباسی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 13:58

صفحه بندی